دلم گرفته
دلم عجيب گرفته
- دلم وحشتناك گرفته -
(اين يه تيكه ي آخرو سهراب اومد تو خوابم گفت تو اضافه كن )
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو كه روي شاخه ي نارنج مي شود
خاموش
نه اين صداقت حرفي كه در سكوت ميان دو برگ اين
گل شب بوست
نه - هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي رهاند
و فكر مي كنم
كه اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 13:27  توسط ن.ز.ا
|
