که بتونه تو رو همه جا ببره ...
به اسپانیا به آفریقا به استرالیا...
فقط کافی باشه که بهش بگی کجا بره
اونوقت چی کار می کنی
پروازش میدی و خودت سوار بر اون پرواز میکنی ؟
ازش می خوای تو رو به جاهایی ببره که تا حالا ندیدی ؟
یا اینکه نه ؟ چند تا پرده ی همرنگ اون می خری
و روی زمین اتاقت می نداختیش ...؟
من هرگز یک گاو برهما به زنجیر نکشیده ام !
هرگز با کسی دوئل نکرده ام !
هرگز سوار بر یک قاطر حلقه به گوش چموش
از بیابان گذر نکرده ام !
هرگز برای دزدیدن یک جاهر نفرین شده
از دماغ یک بت بزرگ بالا نرفته ام !
من هرگز با کشتی خودم
از آبهای جوشنده ی شور گذر نکرده ام !
و هرگز جان شیر بزرگی را نجات نداده ام !
که بعد ها او جان مرا نجات دهد
هرگز با کمک یک پیچک بزرگ
در جنگل گشت زنان مثل میمون
فریاد نزده ام آآآوووو .....!
هرگز شطرنج باز مشهوری نبوده ام !
در هیچ رشته ای رکورد جهانی را نشکسته ام
هرگز عکسم را روی تمبر ۵ ریالی نگذاشته ام !
هرگز آقای گل نشده ام !
هرگز با ششلول برادرم نشانه گیری نکرده ام !
هرگز سوار بر اسب به تاخت به طرف خورشید نرفته ام
گاهی که فکر میکنم - به کارهایی که هرگز نکرده ام
خیلی ناراحت می شوم .
هر بار اون آدمی رو میبینم
که وارونه توی آب ایستاده
همونجا می ایستم و شروع می کنم به خندیدن !
هر چند که نباید دیگران را مسخره کرد
برای اینکه شاید ....
توی یه دنیای دیگه ...
یه زمان دیگه ....
یه شهر دیگه
شاید اون درست ایستاده و من وارونه ام
چطوره یا نه !!!!!!!
تا - به زودی. الهام
