تبليغاتX
اقلیما - فروغ

اقلیما

فروغ

در کوچه باد می آید

 این ابتدای ویرانی ست،

آن روز هم که دست های تو ویران شدند، باد می آمد...

وقتی در آسمان دروغ، وزیدن می گیرد

 دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سر شکسته پناه آورد؟

ما مثل مرده های هزاراران هزار ساله به هم میرسیم و آن گاه

خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد...

من سردم است

من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 19:1  توسط  ن.ز.ا  |