شب تنهایی خوب
گوش کن ، جاده صدا میزند از دور قدمهای تو را.
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلک ها را بتکان،کفش به پا کن ،و بیا.
و بیا تا جا یی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام ترا،مثل یک قطعه ی اواز به خود
جذب کنند.
پارسایی ست در انجا که ترا خواهند گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق " تر " است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 23:12  توسط ن.ز.ا
|